ذبيح الله صفا

1185

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

نهاوندى در ذيل احوال مرشد بروجردى « 1 » شرح مبسوطى از عنايت ميرزا غازى ترخان متخلص بوقارى كه ترجمهء حالش را پيش ازين ديده‌ايد ، بشاعران آورده و در شمار آنان كه در قندهار ملازمش بوده‌اند نام الهى اسدآبادى را ذكر كرده است ، و چون مىدانيم كه وقارى بسال 1021 ه در قندهار مسموم شد پس مير الهى پيش ازين تاريخ بقندهار رسيده بود ، اما اوحدى بليانى تاريخ عزيمتش را بهند همين سال 1021 نوشته و بنابر اظهار او مير الهى در حدود سالهاى 1022 - 1023 در ملازمت زمانه بيگ مهابتخان ( م 1045 ه ) « 2 » بسر مىبرد و اوحدى چندگاهى با او در اگره مصاحبت داشت . بعد از آن از سال 1033 در كابل ملازم ظفر خان احسن الله تربتى متخلص به احسن ( م 1073 ه ) بود . احسن در سال 1033 ه از جانب جهانگير بحكومت كابل گمارده شد و در ديوان مير الهى قطعه‌يى در ستايش اوست كه در همين سال سرود . پس از آنكه ظفرخان از كابل باگره بازگشت مير الهى نيز بهند رفت و اين مصادف بود با اواخر روزگار جهانگير ( 1014 - 1037 ) و چنان كه مير عبد الرزاق در بهارستان سخن نوشته مير الهى بسبب بلندهمتى كه داشت بگرمى پذيرفته شد ، ملا طغراى مشهدى در منشآت خود او را « سرحلقهء فقراى صاحب‌كمال هند » شمرد و از وى ببزرگى ياد نمود . الهى در هند بيشتر با حاجى محمد جان قدسى مشهدى دوستى داشت و در عهد سلطنت شاهجهان ( 1037 - 1068 ه ) در شمار شاعران دربار او و از ستايشگران وى بود و در همان حال ملازمت ظفر خان احسن را ترك نكرد چنان كه در سال 1041 كه آن امير شعردوست بحكومت كشمير برگزيده شد ، با وى بدان سامان رفت و همانجا ماند و با مواجبى كه از دربار برايش معين شده بود روزگار را بعزلت و قناعت گذراند تا در سال 1064 بدرود حيات گفت . نسخهء ديوان مير الهى بشمارهء 330 ، 25 . Add در كتابخانهء موزهء بريتانيا ديده

--> ( 1 ) - مآثر رحيمى ، ج 3 ، ص 781 - 788 . ( 2 ) - همين جلد ، ص 475 - 476 .